![]() |
![]() |
|
| مهدویت . نقد فیلم . شیطان پرستی . خرده عرفانها . آپوکالیپس |
|
با سلام خدمت دوستان . سه مقاله ابتدائی از مجله سیاحت غرب (مرکز پژوهش های صدا و سیما) گرفته شده و مقاله چهارم متعلق به حقیره . امیدوارم قابل استفاده باشه
|
|
+ نوشته شده در
90/07/01ساعت 2:55 توسط حمید |
|
|
مشكل جمعيت به عنوان يكي از دلايل اصلي آلودگيهاي زيستمحيطي، يكي از مسائلي است كه همواره قدرتمداران آن را مطرح ميكنند. آنها با اتكا به ثروت و نفوذ كلانشان در مجامع تصميمگيري پيدا و پنهان جهاني همواره ميكوشند برنامههاي درازمدت خود را براي كاستن از دست كم يك سوم جمعيت جهان دنبال كنند. در يكي از آخرين اين تلاشها كه به طور مخفي، در سال 2009 انجام شد و برخي از برجستهترين ميليونرهاي امريكايي در آن شركت داشتند، تا جايي كه اخبار مربوط به اين رخداد به مطبوعات درز كرده است، آنها به اين اجماع اصولي رسيدهاند كه بايد با صرف پولهاي هنگفت در قالب برنامههاي خيريه در كشورهاي جهان سوم، با تمام ابزارهاي بالقوه موجود، مانع از روند فعلي رشد جمعيت جهان شد. اين مقاله، نگاهي كوتاه دارد به چند و چون اجرايي شدن اين اجماع در سطح جهان. در پنجم مي2009، تعدادي از بدنامترين اعضاي «باشگاه ميليونرها» ـ ديويد راكفلر، بيل گيتس، تد ترنر، اپرا وينفري، وارن بافت، جرج سوروس، الي براود، پيتر جي. پترسون، پتي استونس فاير، جان مورگريده، مايكل بلومبرگ و تعدادي از ميليونرهاي ديگر ـ مخفيانه در اقامتگاه سر پل نرس، رئيس دانشگاه راكفلر را در منتهتن ملاقات كردند.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
90/07/01ساعت 2:51 توسط حمید |
|
1چكيده رسانهها و فرهنگ شهرتمدار غربي به ويژه در سالهاي پس از دوران موسوم به انفجار اطلاعاتي، با تمام توانشان كوشيدهاند تصويري از زن ترسيم كنند كه بهرهكشي از بدن آنان را براي اهداف سودخواهانه شركتهاي بزرگ هموار سازد. بر اين اساس، آنها تصويري از بدن زن را در ذهن بيشتر زنان و دختران سراسر جهان خلق كردهاند كه زن كامل، معادل يك زن سفيدپوست زيبا، با اندامي برازنده و پوشاكي بدننماست كه همه زنان و دختران را به دنبال الگوبرداري از خود بكشاند. با توجه به تنوعهاي زيستي موجود در ميان نژادها و كشورهاي مختلف جهان، اين تصويرسازي، به ويژه زنان مناطق محرومتر و رنگينپوست را به جايي رسانده است تا با تمام وجود بكوشند با خريد محصولات و خدماتي كه شركتهاي پشت اين رسانهها، توليدكننده آن هستند، ظاهر خود را به آن تصوير آرماني نزديكتر سازند. اين مقاله با نگاهي به اين موضوع، تلاش دارد راه حلي عملي براي كاستن از شدت ويرانگري اين تصويرسازي پيشنهاد دهد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
90/07/01ساعت 2:38 توسط حمید |
|
|
در سال هاي اخير و پس از سريال هاي امام علي (ع)، تنها ترين سردار، ولايت عشق، مريم مقدس، بشارت منجي و يوسف پيامبر و موفقيت عمده اين سريال ها در پخش منطقه اي، جريان هنري در كشورهاي عربي خود را از اين عرصه عقب ديده و رقابت سريال سازي در اين ژانر راه انداخت تا جايي كه برخي متخصصان مي گويند: سريال هاي تلويزيوني امروز به يك صنعت و تجارت تبديل شده و بالطبع هر شركتي به دنبال حمايت از آثار خود و محافظت از بازار خود است. داستان سريال « معاويه و حسن و حسين »به زندگاني امامان حسن و حسين (ع) و فتنه بزرگي كه پس از رحلت حضرت رسول (ص) رخ داد به نقش آنان در دفاع از خليفه سوم عثمان بن عفان و همراهي با امير المومنين علي بن ابي طالب (ع) مي پردازد، اين سريال همچنين كنار رفتن امام حسن(ع) از خلافت مسلمين براي ايجاد صلح بين مسلمانان و وحدت امت اسلامي را به نمايش مي گذارد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
90/07/01ساعت 2:12 توسط حمید |
|
|
وقتی به یک اثر هنری بر می خورید . خواه نقاشی یا مجسمه یا فیلم و تئاتر گاهی برداشتی رو از یک صحنه یا یک بخش اون دارید که هیچ کس به اون قائل نیست یا برداشتی رو از اون پدیده دارید که خیلی از کارشناسها با شما هم نظر هستند . شما در هر دو حالت دوست دارید بدونید که آیا واقعا برداشت شما از این پدیده با واقعیت مطابقت داره یا نه. صحت یا عدم صحت یک چیز بر میگرده به مطابقت و عدم مطابقت اون با واقع . بطور مثال شخصی از فیلم قصه پریا ساخته فریدون جیرانی برداشتی داره و میگه این یک فیلم سیاه و نوآر در مورد جوانان ایرانی بود ولی از طرف دیگه آدمی پیدا میشه که اعتقاد داره قصه پریا به معضل اجتماعی اعتیاد پرداخته و خواسته بگه اعتیاد به مواد مخدر سرانجامی جز نابودی و نیستی نداره و در واقع این فیلم رو هشداری به خانواده ها برای حفظ جوانانشون از این بیماری کثیف میدونه . مثال 2: فیلم طلا و مس ساخته همایون اسعدیان . این فیلم که به زعم کارشناسان از جمله آثار دیدنی چند ساله اخیر ایران هست باز طبق معمول دو نظر درموردش هست . از یک طرف بعضی ها این اثر رو در تایید و نشان دادن حقانیت روحانیت میدونن ولی بعضی دیگر اون رو زیر سوال بردن روحانیت میدونن. مخالفان طلا و مس اعتقاد دارن که این فیلم یک روحانی رو به تصویر میکشد و علم میکند که نه اهل سیاست است و نه اهل تبلیغ و منبر و نه اهل اصلاح جامعه و میگن این روحانی بیشتر به یک صوفی شبیه که فقط به خودش کار داره و از جامعه بریده و وقتی به جامعه و مشکلات اون وارد میشه اون موقعیت دراماتیکی که کارگردان در پی نشون دادنش هست بوجود میاد. در مقابل موافقان میگن که این اثر در پی نشان دادن مشکلات روحانی جوان بوده که در کمال سلامت روحی و لطافت نفس و علاقه ای که به همسرش داره موقعیت دراماتیکی بوجود میاد که نشون از پاکی او در عین کوتاهی اش و همچنین قناعت و مناعت طبعشه . این موارد در بسیاری دیگر از آثار هنری و فرهنگی در سطح وسیعی صدق میکنه . دلم نمیاد از این مثال بگذرم که عرفا هم گاهی نسبت به پدیدهای عرفانی اینچنین هستند . ابن عربی نویسنده کتاب شهیر فصوص الحکم یکی از این عرفاست . که اختلاف در مورد آثار ایشون بسیار زیاده تا جایی که بعضی او را محیی الدین(زنده کننده دین) و بعضی دیگر او را ممیت الدین(از بین برنده دین) لقب داده اند . اما راه حل این تناقض و تردید چیست . در روش های پدیدار شناسی به چند شیوع اشاره میشود که حقیر به دو تای آن که به بحث ما مربوط میشود اشاره میکنم . پدیدار شناسی مرگ مولف: در این نوع از اثر شناسی کارشناس یا تحلیل گر اثر هر آنچه از این پدید میفهمد را به عنوان نقد خود میگوید . بطور مثال منتقد مجسمه را در مقابلش میگذارد و آنچه را میفهمد و به ذهنش میرسد در مورد این اثر هنری بیان میکند . در واقع منتقد کار به مقصود مولف و خالق اثر ندارد و در نقدش او و دنیای پیرامون او را در نظر نمیگیرد . یعنی ماییم و این اثر بدون در نظر گرفتن خالق آن نوع تفکراتش و جامعه ای که در آن رشد کرد ه. اصطلاحا به این نوع از نقد میگوییم مرگ مولف .(مرگ شاید کنایه از کنار گذاشتن مولف در اثرش باشد ). جهان مولف : در این نوع و گونه از نقد منتقد و تحلیل گر اثر هنری به عالم خالق اثر نزدیک میشود و با دنیا و نقطه نگاه او به پدیده مولف نگاه میکند. این همراهی و نزدیک شدن به جهان مولف از چند راه امکان پذیر است . می توان صاحب اثر را در نقد مشارکت داد تا از خود و اثرش دفاع کند . یا استفاده از کسانی که شاگرد و یا طرف داره او هستند یا با او نزدیکی فکری و همراهی دارن . شاید گفته شود اگر صاحب اثر مفقود و یا مرحوم باشد چه در جواب گفته میشود می توان از شاگردان و همراهان و همفکران او میتوان کمک گرفت . یکی از بهترین گزینه ها در رسیدن به جهان و عالم مولف مطالعه دیگر آثار و زندگی اوست . مثلا در مورد رومن پولانسکی کارگردان فیلم بچه رزمری این دوگانگی شاید وجود داشته باشد . زیرا در پایان فیلم بیننده دقیقا نمی تواند بگوید که آیا پولانسکی تولد شیطان را به معنای وجود یه موجود شر به تصویر کشیده یا نه در مقابل وجود شیطان را حق و یک تهدید بر علیه خداگرایان میداند و آنها را به چالش میکشد . آیا دشنامهایی که پیر مرد شیطان پرست به خدا میداد از زبان کارگردان است یا نه دشمنان خدا را می خواهد نشان دهد . اما وقتی در زندگی و دیگر آثار پولانسکی مطالعه میکنیم میفهمیم او در واقع شیطان گرا ست و به تصویرکشیدن تولد شیطان در واقع برای او تولد منجی ایست که قرار است دنیا را از دست خدا نجات دهد . این ذهنیت وقتی پررنگ میشود که شما فیلم بعدی او دروازه نهم را دیده باشید . در این فیلم لوسیفر( شیطان موعود) را به تصویر میکشد که با نزدیک شدن به او میتوان کسب قدرت کرد . اگر شما را مخیر کنند بین این دو نوع روش شما کدام یک از آن را میپسندید . هر کدام از این روشها خوبی و یا بدی های خاص خود را دارد ولی آنچه منطقی تر و ساده تر است آنست که جهان مولف لااقل در مطابقتش به واقع نزدیکتر از مرگ مولف است زیرا که در مرگ مولف منتقد پرسه در اثری مه آلود و غبار گرفته میزند که شاید به حق رسیده و یا شاید هم نه ولی در جهان مولف او با صاحب اثر به بحث و مناظره میپردازد و در اثر برخورد آرا و نظرات این مخاطب است که به نتیجه مطلوبتر میرسد.(جادلهم بالتی هی احسن) مثال استاد قرائتی میگفت کسی آمد و به من گفت شما آدم مغرور و از خود متشکری هستی . گفتم چرا او در جواب به من گفت هرکجا که میروید با خود دوربین و اعوان و انصار میبرید . استاد در جواب گفت من آنها را نمی آورم آنها خودشان مطلع و برای ضبط میایند. از این نمونه ها بسیار در زندگی روز مره مشاهده میشود . در ایران اکثر کسانی که اهل نقد هستند به این صورت عمل میکنند . البته برنامه هفت را باید جز آن اقلیتی قرار داد که در بیشتر موارد صاحب اثر را در نقد وارد میکند و متاسفانه و بدلیل حقارت بعضی از کارگردانان یا تهیه کنندگان این مناظره منتقدانه به جدال برای رو کم کنی و تحقیر حریف تبدیل میشود و این منتقد است که با شهامت مقاومت میکند و در مقابل بعضا تحدیدشان میایستد . نمونه نقد های بی منطق : 1- نقد خوب استاد عباسی عزیز در مورد سریالها که در بسیاری از آنها با نظر مولف بیگانه بود . بعنوان مثال در فرار از زندان ایشان میفرماید سه نوع فرار را این سریال القاء میکرد که مدل سوم آن فرار نرم یا خودکشی است . اگر تمام سریال را ببینید چیزی بنام تشویق به خودکشی نیست مگر در آخر فصل چهارم که نقش اول خود را برای همسرش که به نا حق به زندان افتاده فدا میکند تا او آزاد گردد . آیا این خودکشی است یا ایثار و گذشت . البته قابل ذکر است که ایشان در سری دوم نقدهایشان به منابع صاحبان اثر رجوع میکند و با مطالعه آن وارد بحث میشود . بطور خاص در مورد سریال لاست ایشان کتابی را که گفته های تهیه کنندگان و نویسندگان لاست بود را مطالعه و از آن به عنوان مرجع نقد خویش استفاده میکرد که قطعا به غنای بحث کمک میکند . 2- در نقد یکی از سریالهای شبکه تهران منتقد و کارگردان هر دو باهم بحث میکردند . منتقد به یک بخشی از سریال اشاره کرد و از یک فاکتور مورد نظر در سریال به عنوان یک کار خوب نام برد در حالی که کارگردان در جواب گفت من چنین قصدی نداشتم . شاید خواننده عزیز گمان کند سبک جهان مولف فقط برای ایراد بیشتر به مولف باشد در حالی که بسیاری از ویژگیهایی که بعنوان خوبی اثر گفته میشود را شاید صاحب اثر اصلا قصد آنرا نداشته باشد و کاملا بصورت اتفاقی در فیلمش آورده باشد . 3- متهم کردن سریال ساختمان پزشکان به اینکه تحت تفکر آموزهای فروید میباشد و مروج اعتقادات اوست . شاید به این دلیل که در آن از تابلوها و مجسمه منتسب به فروید استفاده شده . 4- متهم کردن سریال قهوه تلخ به ترویج ماسونگرایی . شاید به این دلیل که مثلا کسی در آن یک چشم دارد یا شخص اول آن دست در کتش میکند یا تشبیه او به فروغی .خدمت خوانندگان گرامی عرض کنم که این به معنای دفاع از این آثار نیست بلکه فقط و فقط نشان دادن نقدهای غیر منطقی است .
خطاب به این نوع نقدها : چند روز قبل در روزنامه کیهان مقاله ای را دیدم که در آن از یک چشم استفاده شده بود . آیا شریعتمداری عزیز ماسون است . درپشت بام بعضی از ساختمانهای شهر مقدس قم از هرم برای نورگیری استفاده شده است. آیا علمای قم و شهرداری و فرمانداری همه ماسون هستند . ساختمان مجلس ما در بهارستان بصورت هرمی است .آیا کروبی و حداد عادل و لاریجانی و مجلسیها ماسون هستند. البته این نکته قابل ذکر است که گاهی بعضی در ساخت ابنیه این کار را قبیح را انجام میدهند که سهوی یا عمدی بودن آن قابل اثبات نیست.(رجوع شود به مقاله استاد شفیعی در مورد ابنیه شرک و نفاق ) و در پایان : دوستی که بسیار انسان مومن و متعهدی بود را در حال خواندن کتاب کیمیاگر کوئلییو دیدم . از او سوال کردم آیا با نویسنده اش آشنایی داری . چیزهای مختصری را در مورد کوئلییو گفت به دوستمان گفتم برای شناخت نویسنده باید تمام آثار او را بخوانید و در موردش مطالعه کنید تا بفهمید او صاحب مکتب عرفانی است که بگفته کارشناسان خبره(استادمحمد تقی فعالی) عرفان او عرفان جنسیت و مواد مخدر است . دوست دانش آموز جا خورد و گفت کتاب را رها کنم؟ گفتم نه تمام کتابهایش را بخوان تا بتوانی پنج سال بعد کتابهای منحرف او را نقد صحیح و منطقی کنی .
نوشته شده در 29 شهریور 90
|
|
+ نوشته شده در
90/07/01ساعت 1:57 توسط حمید |
|
|
دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت سوی تو این خلاصه گلزار زندگی بگرفت آب و رنگ زفیض حضور تو با اهل درد شرح غم خود نمی کنم آن را که لب به جام هوس گشت آشنا |
|
+ نوشته شده در
90/04/28ساعت 22:32 توسط حمید |
|
|
فی الکافی، عن الصادق(علیهالسلام): کیف مُداعَبَةٌ بعضِکم بعضاً. قیل: قلیلٌ. قال: فلاتفعلوا، فإنّ المُداعِبَةَ مِن حسنِ الخُلق، و إنّک لتُدخِل بها السّرور علی أخیک، و لقد کان رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) یُداعِبُ الرّجل، یُرید أن یَسُرَّه.
حضرت از یکی از اصحابشان سؤال کردند: شما وضع مزاحتان با یکدیگر چطوری است؟ جزئیات رفتارهای شیعه را مورد توجّه قرار میدادند تا آنجایی که لازم بود تذکّر بدهند، تذکّر میدادند. مقام امامت این بزرگواران اینها است، احاطۀ به همۀ امور اینطوری است. فقط حرام و حلال و نماز و کسب و تجارت نیست، حتّی رفتارهای معمولی. پرسیدند: چطور است وضع شوخیکردنتان؟ مزاحکردنتان؟ آن کسی که مخاطب حضرت بود، عرض کرد: کم! حضرت فرمودند: نه! نه! عبارت «لاتفعلوا» به این معنا نیست که شوخی نکنید، یعنی کم بودن شوخی و نادر بودن مزاح بین شما، مطلوب نیست. این، از جملۀ شقوق و شعب حسن خلق است. ادخال سرور هم که با این مزاح میکنی. این هم فضیلت دیگر است. پیغمبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) گاهی با اصحابشان مزاح میکردند، قصد حضرت هم این بود که آن طرف را مسرور و خوشحال کنند. البته در این بابی که عنوانش هم باب المزاح است، روایاتی وجود دارد که نهی از شوخیکردن کرده است؛ مثلاً در یک روایتی از حضرت صادق دارد: «ایّاکم و المزاح!»، یا «فلاتُمازِح فیُجترءُ علیک!». جمع بین این دو دسته روایت را، یک دستۀ سوّمی از روایات در اینجا بیان کردند. جمعش به این است که: در شوخیکردن افراط نکنید! بعضیها را ما دیده بودیم که دائماً شوخی میکردند. آدم نمیفهمید که این افراد، حرف جدّیشان چه وقت است. دائماً در حال شوخی و اذیت کردن این و آن بودند. روایات ناهیه، نهی از کثرت مزاح است، از افراط در مزاح نهی میکند. روایات آمره، امر بر آن شکل متوسط است. از جمله این روایات جمع کننده: روایتی در کافی است: کثرةُ المزاح تَذهب بماء الوجه. شوخی کردن زیاد، آبرو را، آن حیثیت انسان و آن وقار و وزانت انسان را از بین میبرد. مرحوم فیض هم همینطور میفرمایند: عبارت «لاتفعلوا» نهی از این کاری که صورت میگرفته؛ یعنی: قلّة مداعبة، این کار را حضرت فرمودند: لاتفعلوا! بلکه کونوا علی حدِّ الوسطِ فیها. برگرفته از سایت آقا |
|
+ نوشته شده در
90/04/28ساعت 22:16 توسط حمید |
|
|
متن سئوالات و پاسخ معظمله به به نقل از مرکز خبر حوزه، به شرح ذیل است:
1. چگونه ميتوان امام زمان(عج) را شناخت؟ شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاريخي» و «شناخت واقعي» كه از قسم نخست مهمتر است. مسئله مهم اين است كه ما آن حضرت را به حقيقت بشناسيم و ايشان نيز ما را ببيند؛ نه اينكه ما حضرت را ببينيم. در زمان پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم (كه مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زيادي آن وجود مبارك را ميديدند، اما خداي سبحان درباره آنها فرمود: ﴿و تراهم ينظُرُون اِليك و هُم لايُبصرون﴾[5]؛ آنها را ميبيني كه به تو مينگرند؛ ولي تو را نميبينند. اهل نظر هستند، اما اهل بصيرت نيستند. هنر اين است كه به گونهاي باشيم كه وجود مبارك امام زمان(عليهالسلام) ما را ببينند. در قرآن كريم آمده است: خدا كه بر همه چيز بصير است، در روز قيامت به عدهاي نگاه نميكند: ﴿ولايُكلّمهم اللّه و لاينظرُ اِليهم يومَ القيامةِ و لايزكّيهم﴾[6] و نگاه تشريفي خود را نسبت به عدهاي اعمال نميكند. اگر ما در مسير صحيح حركت كنيم، آن حضرت ما را ميبيند. 2 . دليل قرآني وجود حضرت حُجّت (عج) چيست؟ مرحوم كليني (رضوان اللّه عليه) در كتاب شريف كافي[4] طي بابي از ائمه(عليهمالسلام) نقل كرده است كه به سوره قدر احتجاج كنيد، زيرا در سوره قدر آمده است، هر سال ليلة القدري دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهي روح (جبرئيل سلام اللّه عليه)، همه احكام و امور را به زمين نازل ميكنند. وقتي فرشتگان احكام و امور را به زمين ميآورند، بايد آن را به كسي بسپارند، چون افراد عادي نميتوانند ميزبان فرشتگان باشند و احكام صادره را تحويل بگيرند، پس تنها كسي كه در روي زمين مهماندار فرشتگان و تحويل گيرنده اين امور و مقدّرات است، وجود مبارك ولي عصر(عليهالسلام) است، بنابراين با توجه به رواياتي كه مرحوم كليني نقل كرد، از نظر قرآن، در شب قدر كه همه فرشتگان به همراهي جبرئيل(سلام اللّه عليه) يا روح، مقدّرات امور را نازل ميكنند، بايد آن را به كسي بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گيرنده اين امور وجود مبارك ولي عصر(ارواحنا فداه) است. 3. حيات حضرت ولي عصر(عليهالسلام) از نظر علمي چگونه توجيه ميشود؟ حيات طولاني امام زمان(عليهالسلام) بر خلاف عادت است، نه بر خلاف علّيّت؛ يعني به طور عادي كسي نميتواند، هزار يا ده هزار سال زندگي كند؛ اما به صورت غير عادي (خرق عادت) اين كار ممكن است. دوم. اگر بدانيم انسان چيست و چه كسي بدن او را اداره ميكند، اصلاً اين پرسش براي ما مطرح نميشود؛ براي مثال براي عرفا و حكماي بزرگ، اصلاً چنين پرسشهايي مطرح نميشود. بنده زماني به دندانپزشك محترمي مراجعه كردم. او ميگفت دندانهاي بعضي صد سال سالم ميماند و نميپوسد؛ ولي اگر فولاد صد سال شب و روز كار كند، فرسوده ميشود. چون اگر فولاد و آهن فرسوده شود، ديگر چيزي جايگزين آن نميشود؛ امّا دندان انسان هر روز عوض ميشود و هر روز سلولهاي جديدي جاي سلولهاي مرده و قديمي را ميگيرد. با اين توضيح، همه ذرات بدن در حركت و تعويض است و روح آدمي همه حركات اين ذرات را تحت كنترل دارد. حال اگر روح انسان كاملي، بر خلاف عادت (نظم عادي)، بهترين سلولها را جايگزين كند و دقيق ترين كنترلها را روي قسمتهاي مختلف بدن داشته باشد، يك انسان كامل ميتواند، ميليونها سال زنده بماند (اين مطلبي است كه در علم پزشكي امروز به اثبات رسيده است). مُلاي رومي طي مثالي ميگويد: اگر شما روز يا شبي در كنار نهر رواني كه آب آن به آرامي در حركت است، بنشينيد و تصوير خورشيد يا ماه را در آن ببينيد، متوجه ميشويد كه صدها عكس ميآيد و ميرود و شما همچنان خيال ميكنيد كه ساعتها با عكس نخست روبهرو بودهايد، در حالي كه آينهها و عكسهاي متعدد، هر لحظه ميآمدند و ميرفتند. آب مبدَل شد در اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار[1] اين بزرگوار در جاي ديگر ميگويد: اي برادر تو همان انديشهاي ما بقي تو استخوان و ريشهاي[2] بنابراين، اگر كسي روح و سلطه آن بر بدن خود را بشناسد، و سَيَلان، حركات و تعويض ذرات بدن را تحت كنترل روح بداند و نيز كمي با حكمت و عرفان آشنا شود، اين اشكال كه چگونه يك انسان ميتواند يك يا دو ميليون سال يا بيشتر بماند، براي او مطرح نميشود. اگر پيوند روح با خالق جهان هستي به اندازهاي بود كه قدرت خاصي ما فوق قدرت افراد عادي يافت، ميتواند همان طور كه بدن خود را ميگرداند، خارج از بدن خود را هم اداره كند، زيرا خارج از روح او هم حكم بدن او را دارد. وجود مبارك اميرمؤمنان(سلام اللّه عليه) در خطبه قاصعه نهجالبلاغه ميفرمايد: من در حضور پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم بودم كه مشركان حجاز به پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم گفتند، اگر تو پيامبري معجزهاي (حسّي) بياور تا تو را بپذيريم. آنگاه گفتند: دستور بده نيمي از درختي كه روبروي تو است، از نيمه ديگر جدا شود و به حضور تو بيايد. حضرت فرمود: اگر اين كار را انجام بدهم، ايمان ميآوريد؟ گفتند: بلي. حضرت علي(عليهالسلام) در ادامه ميفرمايد: من ديدم كه اين درخت دو نيم شد و نيمي از آن در جاي خود ايستاد و نيم ديگر حركت كرد و جلو آمد، به طوري كه شاخههاي آن روي دوش ما قرار گرفت. مشركان گفتند: دستور بده نيمه ديگر آن هم از جاي خود حركت كند و نزد تو بيايد. پيامبر اكرمصلي الله عليه و آله و سلم اين كار را هم انجام دادند. بعد گفتند: دستور بده دو نيمه درخت به هم متصل شود و در جاي اول قرار گيرد؛ با اين همه، مشركين باز هم ايمان نياوردند.[3] همه كرامات محال عادي هستند؛ نه محال عقلي كه محال عقلي (مانند 2*2=5) كرامت يا اعجازبردار نيست؛ به هر حال، حيات حضرت وليعصر(عج) محال عادي است؛ نه محال عقلي. 4. مسئله وجود مقدس امام زمان(عج) از نظر فلسفي چگونه توجيه ميشود؟ آيا دليل فلسفي بر اثبات وجود آن حضرت وجود دارد؟ درباره وجود مبارك حضرت حجّت(عج) «برهان عقلي بر امكان» اقامه ميشود؛ يعني بر اساس حكم عقل، ممكن است انسان كاملي عمر طولاني داشته باشد.ما به ديدن عمرهاي كوتاه عادت كرديم. اما اگر شخصي، از همه علل و عوامل طبيعي آگاه باشد و آنچه براي او سودمند است، فراهم كند و از آنچه براي او زيانبار است بپرهيزد، ميتواند عمر طولاني داشته باشد. اين مسئله خارق عادت است؛ نه خارق عقل. معجزه هم چيزي خارق عادت است، نه خارق عقل. علم نيز به چنين چيزي راه نيافته است، زيرا علم به امور عادي راه دارد؛ نه امور غير عادي. كرامت نيز در امور خلاف عادت جاري است. [1] ـ مثنوي معنوي، دفتر ششم، بيت 3178. [2] ـ همان، دفتر دوم، بيت 277. [3] ـ ر.ك: نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه). [4] ـ الكافي، ج 1، ص 242 (باب في شأن «اِنّا اَنزلناه في ليلة القدر» و تفسيرها). [5] ـ سوره اعراف، آيه 198. [6] ـ سوره آلعمران، آيه 77. |
|
+ نوشته شده در
90/04/23ساعت 14:48 توسط حمید |
|
|
شبکه های ماهواره ای عرب زبان عربی - غربی بیش از یک دهه است که ازطریق برنامه های مختلف عمدتا تفریحی تلویزیونی برای نفوذ در افکار عمومی جهان عرب با یکدیگر رقابت دارند. رقابتی که انقلاب های عربی به آن جان تازه ای بخشید.
دراین میان نام شبکه های الجزیره، العربیه، چون بی .بی.سی عربی، الحره، سی. سی. تی چین ، روسیا الیوم و الترکیه ، جلب توجه می کنند. شبکه هایی که در تب و تاب همین رقابت ها تاسیس شده و پخش برنامه های هدفمند خود را به طور شبانه روزی دنبال می کنند. رقابت تلویزیون های ماهواره ای عربی عرصه اطلاع رسانی در دهه اخیر شاهد رقابت شدید بین کشورهای مختلف عربی و غربی بر سر راه اندازی شبکه های خبری عربی است به گونه ای که اکنون این سوال مطرح است که رقابت بر سر تاسیس تلویزیون های ماهواره ای چگونه و به چه دلیل آغاز شد و کشورهای عربی در این میان چه نقشی دارند؟ این تکاپو با اهداف مختلفی از جمله مخاطب قرار دادن جهان عرب، بهبود وجهه غرب در بین عرب ها و تحکیم و تقویت روابط با آنان صورت می گیرد. به این ترتیب در دو دهه گذشته ، شبکه های ماهواره ای مختلف با مالکیت ، رویکرد و هویت های متفاوتی ظهور یافتند. تلویزیون های ماهواره ای عرب زبان پس از وقوع انقلاب های مردمی در برخی کشورهای عربی ، آفریقایی به سمت رقابت هرچه شدیدتر پیش رفتند و بحران سیاسی کشورهای عربی را محوربرنامه های خود قرار دادند تا بتوانند مخاطبان خود را حفظ کنند. تکاپوی غرب برای تاسیس رادیو و تلویزیون عرب زبان فکر راه اندازی شبکه های ماهواره ای عربی در کشورهای غیر عرب، اولین بار از سوی انگلیس و زمانی که به عنوان یک امپراتوری مستعمرات زیادی در اختیار داشت مطرح شد. انگلیس با استفاده از این روش سعی کرد تا از شدت مقاومت ملت های تحت استعمار خود بکاهد. سالها پیش از تاسیس شبکه تلویزیونی بی.بی.سی عربی رادیو بی .بی.سی در سال 1938 آغاز به کار کرد و سپس تلویزیون آن نیز در سال 1994 با تامین مالی یک شرکت سعودی فعالیت خود را شروع نمود. شبکه ای که عمر کوتاهی داشت زیرا در پی پخش برنامه ای در خصوص حقوق بشر در عربستان این شرکت تامین مالی این شبکه را قطع کرد. تلویزیون بی.بی.سی عربی در سال 2007 بار دیگر فعالیت خود را با برخورداری از سایت اینترنتی عربی و شبکه رادیویی ازسرگرفت. تلاش نافرجام آمریکا در رادیو سوا و تلویزیون الحره تلاش آمریکا برای راه اندازی شبکه ماهوره ای عرب زبان به زمان جرج بوش باز می گردد. هدف ازاین اقدام جلب افکار عمومی جهان اسلام به ویژه جوانان بود. 'جو بایدن' عضو مجلس سنای آمریکا به عنوان طراح این موضوع، شبکه عرب زبان را مرحله جدید جنگ تبلیغاتی دانست و آن را محور سوم جنگ رسانه ای در کنار رادیو صدای آمریکا و رادیو ا فغانستان آزاد عنوان ساخت. آمریکا برای بهبود وجهه خود درمیان افکارجهانی که پس از حمله به عراق به شدت کاهش یافته بود،به ویژه در منطقه خاورمیانه، صدها میلیون دلار هزینه کرد. راه اندازی شبکه تلویزیونی ماهواره ای الحره و رادیو سوا از مهم ترین اقدامات وزارت خارجه آمریکا در این زمینه بود. به گزارش روزنامه امارات البیان،' آمریکا به اهمیت وجود یک شبکه آمریکایی عرب زبان به منظور شرح دیدگاههای خود و رواج آن و نیز توجیه اقدامات خود در منطقه خاورمیانه پی برده و به فکر راه اندازی رادیو سوا و سپس تلویزیون الحره افتاد و به این ترتیب در تلاشی نافرجام در صدد جذب افکار عمومی عرب و بهبود وجهه خود در بین مسلمانان برآمد. این در حالی است که جهان عرب برای راه اندازی شبکه ای که غرب را به زبان و روش خود آنان مخاطب قرار دهد از حرف فراتر نرفتند. ' اعتراف آمریکا به شکست رادیو سوا روزنامه واشنگتن پست مدتی پس از راه اندازی رادیو عرب زبان سوا که هزینه آن از سوی کنگره آمریکا تامین می شود، نوشت: پیش نویس گزارش بازرس کل وزارت امور خارجه آمریکا نشان می دهد که این رادیو درکشورهای مهم خاورمیانه بیشتر، مخاطبان را به شنیدن موسیقی جلب کرده است تا تأثیر گذاری بر اذهان. پس از آن وزارت خارجه آمریکا اعتراف کرد که رادیو سوا درتحقق مأموریتهای خود به ویژه تلاش برای بهبود وجهه آمریکا در خاورمیانه و جلب افکار عمومی این منطقه، ناکام مانده است. این ناکامی آمریکا را به چاره جویی واداشت و درپی آن شبکه تلویزیونی الحره شکل گرفت. تلویزیون الحره شبکه الحره با بودجه اولیه بالغ بر 62 میلیون دلار در فوریه 2004 میلادی باحمایت و نظارت کنگره آمریکا به عنوان نخستین تلویزیون عرب زبان آمریکایی با پوشش 22 کشور خاورمیانه وشمال آفریقا راه اندازی شد. موسسان این شبکه در نخستین روزهای فعالیتش اعلام کردند: هدف از این اقدام بهبود وجهه آمریکا میان ملتهای منطقه و تاکید برخیرخواهی آمریکا برای منطقه و دفاع از دموکراسی و حقوق بشر است! این درحالی است که این شبکه ماهواره ای نه تنها رسانه ای بیطرف به شمار نمی آید بلکه ابزاری در دست آمریکا علیه ملتهای مستضعف است که به وسیله آن در صدد توجیه اشغالگری و کشتار ملتهای بی گناه منطقه است. درواقع حمایت مستقیم دولت آمریکا از شبکه الحره موجب شد افکار عمومی جهان عرب نیز نسبت به این شبکه بی اعتاد باشد و از همین رو استقبالی ازآن به عم نیامد. پایگاه خبری القدس العربی درگزارشی دراین زمینه این شبکه را محکوم به شکست دانست و نوشت : به سادگی می توان دریافت که الحره نیز با سایر شبکه های ماهواره ای که کشورهای غربی هزینه آن را تامین می کنند تفاوت چندانی ندارد به ویژه اینکه این شبکه متعلق به آمریکا است؛ کشوری که با عربها دشمنی داشته و هدف از آن توجیه اشغالگری در عراق است. برخی منابع قضایی عرب الحره را شبکه فاسدی دانستند که هدف از آن مبارزه با اسلام است .شبکه ای که کارمندان آن عربهایی در خدمت آمریکا هستند که می کوشند بر بخشهای دینی، اجتماعی و سیاسی جهان اسلام تسلط یابند. سلامه احمد سلما، سردبیر روزنامه الاهرام در مورد دلایل شکست الحره نوشت: بولتن های خبری این شبکه مغرضانه بوده و تصاویر اندکی از درگیری اسرائیل و فلسطین در آن به نمایش در می آید و اطلاعاتی سطحی را در اختیار بیندگان خود قرار می دهد. وزارت خارجه آمریکا در سال 2007 نتایج تحقیقاتی را درمورد میزان اثر گذاری شبکه الحره رسانه ای ساخت که براساس آن 63 درصد از عراقی ها که به ماهواره دسترسی دارند اخبار الجزیره و العربیه را تماشا می کنند، به این معنی که الحره نتواست رقیبی برای شبکه های عربی در عراق و خاورمیانه باشد. تلویزیون های عرب زبان فرانسه و آلمان با وجود ناکامی شبکه الحره و رادیو سوا که در واقع ارث به جا مانده از بوش برای باراک اوباما به شمار می آید، فرانسه که خود را در درک جهان عرب قوی تر از آمریکا می داند، جا پای آن گذاشته و شبکه فرانس 24 را در سال 2007 راه اندازی کرد. بلافاصله آلمان نیز در تقلید از فرانسه شبکه دویچه وله (صدای آلمان) را به عربی راه اندازی کرد شبکه ای که ابتدا چهار ساعت در روز برنامه داشت اما به تدریج زمان پخش برنامه های عربی آن دو برابر شد. البته دویچه وله به دلیل ترجمه نامطلوب عربی و زیرنویس کردن بیشتر ترجمه ها ، توفیق چندانی حاصل نکرد و از جذب مخاطبان عرب ناتوان ماند. آسیایی ها و شبکه های عرب زبان ترکیه، چین، روسیه سه کشور آسیایی هستند که با راه اندازی شبکه های عرب زبان سعی کردند نفوذ خود را در جهان عرب افزایش داده تا این امر منجر به تقویت و گسترش روابط مختلف سیاسی اجتماعی اقتصادی آنها با این کشورها شود. سه کشور مذکور با استفاده از کارشناسان و خبرنگاران عرب و پخش برنامه های مختلف خبری، فرهنگی و سرگرمی و سریال، وارد جهان عرب شدند و ازاین رسانه برای به پیام رسانی خویش بهره بردند. - روسیه در سال 2007 میلادی شبکه عرب زبان روسیا الیوم ، چین در سال 2009 میلادی شبکه سی.سی.تی وی و ترکیه نیز در سال 2010 میلادی شبکه الترکیه و یا تی .آر تی را به زبان عربی راه اندازی کردند. - ترکیه با استفاده از این روش رسانه ای روابط خود با کشورهای عربی در زمینه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را بهبود بخشید و مسیر آن را هموار ساخت. به گزارش رسانه های عربی برخی سریال ها ی ترک با استقبال مخاطبان عرب روبه رو شده است. به گزارش شبکه الجزیره ترکیه به منظور تقویت نقش منطقه ای خود در خاورمیانه شبکه ماهواره ای عرب زبان الترکیه را اه اندازی کرد. دست اندرکاران این شبکه اعلام کردند که هدف از راه اندازی الترکیه، نزدیکی روابط بین دو طرف و آشنایی ملت های عرب با ترکیه است. این شبکه برای بیش از 35 میلیون نفر در منطقه قابل دسترسی است و در دو سوم قاره آفریقا و سراسر آسیای مرکزی و خاورمیانه قابل مشاهده است. برنامه های این شبکه مربوط به مسائل زنان، کودکان،سرگرمی، مستند و خبری است. - به نوشته روزنامه الوسط ، چین با برخورداری از تعداد زیادی شبکه رادیویی و تلویزیونی، امپراتوری بزرگی از اطلاع رسانی را در اختیار دارد از همین رو تاسیس شبکه ماهواره ای عرب زبان در چین و در قالب امپراتوری بزرگ رسانه ای عجب به نظر نمی رسد اما این اقدام چین را نمی توان تصادفی دانست بلکه گامی هدفدار در چارچوب برنامه راهبردی دولت چین به سمت خاورمیانه به ویژه خلیج فارس است. زانگ شانگ مینگ معاون رئیس شبکه سی.سی.تی . وی، راه اندازی تلویزیون عربی این شبکه را به مثابه پل ارتباط و تقویت تفاهم بین چین و جهان عرب دانست. این تلویزیون با 80 نفرنیرو توانسته میلیون ها بیننده عرب ساکن 22 کشورخاورمیانه ، شمال آفریقا و شرق آسیا با عملکردی موفق جذب کند. گفته می شود مسوولان این شبکه با اختصاص 45 میلیارد یوان ( 5/9 دلار آمریکا) درصدد توسعه آن هستند اما منابع رسمی چین، این خبر را تایید نکردند. به نوشته پایگاه خبری المحیط عربستان، هدف از راه اندازی سی.سی.تی. وی، بازاریابی تجاری برای چنین نیست زیرا این امر عملا برای چین تحقق یافته است به این معنی که حجم تبادل تجاری بین چین و کشورهای عربی در سال 2010 به 200میلیارد دلار رسید و این کشورها، هشتمین شریک تجاری چین به شمار می آیند. معامله های تجاری یا تسلیحاتی بزرگ چین نیز معمولا با تفاهم بین رهبران چین و جهان عرب صورت می گیرد ازهمین رو به نظر می رسد چین در صدد است از آن برای بهبود وجهه خود در جهان عرب استفاده کند به ویژه اینکه رسانه های عربی از نقض حقوق و آزادی مسلمانان در چین انتقاد کرده اند. جمع بندی رقابت کشبکه های ماهواره ای عرب زبان عربی - غربی بیش از یک دهه است که ازطریق برنامه های مختلف عمدتا تفریحی تلویزیونی برای نفوذ در افکار عمومی جهان عرب با یکدیگر رقابت دارند. رقابتی که انقلاب های عربی به آن جان تازه ای بخشید. دراین میان نام شبکه های الجزیره، العربیه، چون بی .بی.سی عربی، الحره، سی. سی. تی چین ، روسیا الیوم و الترکیه ، جلب توجه می کنند. شبکه هایی که در تب و تاب همین رقابت ها تاسیس شده و پخش برنامه های هدفمند خود را به طور شبانه روزی دنبال می کنند. ww.bashgah.net |
|
+ نوشته شده در
90/04/14ساعت 3:6 توسط حمید |
|
|
سيدرضا ميركريمي بعد از موفقيت كارهاي تلويزيونياش (از جمله «بچههاي مدسه همت») با «كودك و سرباز» نام خود را بر سرزبانها انداخت. او روايتي ساده و يك خطي را با تصاوير زيبا در هم آميخت تا تحسين منتقدان را به همراه داشته باشد.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
90/04/14ساعت 2:42 توسط حمید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
حمید اکبرپور
طلبه درس خارج حوزه علمیه قم داشجوی کارشناسی ارشد تهیه کنندگی |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1390 تیر 1390 خرداد 1390 اردیبهشت 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 |
| پیوندها |
|
سایت موعود کیهان جهان نیوز دانشکده صدا و سیما قم تلویزیون اینترنتی روشنگری |
|
RSS
|